|
همه آمدند و رفتند و دل من هنوز تو را مي خواست...آمد و ماند...و دل من هنوز!...
|
و باید گریست!
برای آسمانی که سخاوتش از بین رفت! برای خاکی که قداستش را باد برد! برای کوهی که صلابتش فتح شد! و برای دریایی که به حساب جاری واریز گشت! و برای چشم هایی که خیره به امتداد افق کور شدند! برای دهان هایی که با ملاتی از خون و دندان گل گرفته شد! و برای هفتاد هزار در هزار پاهای سیمانی!
آری وقت گریستن است! و باید گریست...
برای آنان که همتشان را کارت سوخت سوزاند! برای نانی که سهمیه بندی شد! برای سرمایه ای که به نام ملت خیراتش کردند! و برای پالایشگاهی که به یغما رفت!
باز هم باید گریست!
برای آنان که تنهاییشان را لجن پر کرد! برای شترهایی که با پاسگاه مرزی رفاقت های دیرینه دارند! برای آنان که از تب نشگی گر گرفتند! و برای شادمانی خانه هایی که به سوگ نشست!
رنج بسیار است! باید گریست...
برای کودکانی که در پس جستجوی سر پناهی امن سر از کانون اصلاح و تربیت در آوردند!!! برای نوجوانانی که بلوغشان طنابی شد و به دارشان آویخت!!! برای جوان هایی که در پیچ و خم بی های فراوان به هدر رفت!!! و برای کهن سالانی که در خواب پشیمانی فرو رفته اند!!!
همه را باید گریست!
باید گریست برای عدالتی که از زیر میز ردش کردند! برای دادستانی که زیر آبش را زدند! برای وجدانی که در جلسه ی دادرسی خمیازه می کشد! و برای دادگستری که همه کار می کند جز دادگستری!!!
باید گریست! و اشک کافی نیست! به شط خون می باید گریست!!!
---------
بالاخره نوشتمش! کلی با خودم کل انجار رفتم!البت این با اون چیزی که اون روز نوشتم زمین تا آسمون فرق می کنه!خیلی چیزاش حذف شد!یعنی فیلتر می شم؟! مادر نزاییده کسی که بخواد منو فیلتر کنه! :دی
پ ن:کافیه مامان بفهمه همچین چیزی نوشتم!
تا وقتی دوباره برگردم ملالی نیست جز دوری شما
...یا علی...