تبليغاتX
..:: مثه هیچکس ::..
همه آمدند و رفتند و دل من هنوز تو را مي خواست...آمد و ماند...و دل من هنوز!...

ساده می آیم...مثل روزهای پیش...بی عشق و بی شکفتن...و باز هم بی رحمانه از تبسم دنیا می گریزم...

این بار هم در غروب زادگاه دیرینه ام با پنجه هایم پوست کشیده ی شب را نوازش می کنم...و پیش از آن که عادت کنم در ازدحام تیره ی مهتاب گم می شوم...

صدایم شیواست...دلم هم سرخوشانه نمی داند کی بگیرد و کی خستگی را حاشا کند...

به دنبال زندگی می دوم...اما مثل همیشه همه چیز از دست می رود!!!

پ ن ۱:سیاوش...مریم...نسرین... " ممنون...ممنون...ممنون...معذرت...معذرت...معذرت... "
پ ن ۲:چه بی معرفت!!!

تا وقتی دوباره برگردم ملالی نیست جز دوری شما...

...یا علی...

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 15:30  توسط مثه هیچکس  |