|
همه آمدند و رفتند و دل من هنوز تو را مي خواست...آمد و ماند...و دل من هنوز!...
|
چند وقتی ست سعی کردیم خودمان را از تمام فازهای منفی و تمامی افراد فاز منفی ده دور کنیم تا شاید توانستیم به شما دوستان بفهمانیم که ما نیز در زندگی دلخوشی هایی داریم برای نفس کشیدن!!!
در پی بازی که صنعت نفت با پیکان تهران داشت طی مسافتی که با رفقا از آنجا تا آنجا! داشتیم به اندازه ی تمام عمرمان آدم زرد پرچم برزیل به دست دیدیم که از قیافه ی تمامی شان با آن لبخند مضحک می شد فهمید که امروز نفت برنده ی بازی بوده...(باز هم خدارو شکر)...ما نیز آن روز بر حسب اتفاق دانه ای لباس زرد به تن کرده بودیم و گلی که به مناسبت تولد یکی از دوستان خریداری کرده بودیم هم زرد بود...(باز هم بر حسب اتفاق)...که همین امر باعث شد که تمام آن افراد زرد رنگ برد نفت را به ما نیز تبریک گویند...که نتیجه ی این تبریک گفتن ها یک عدد پوستر صنعت بود که پسر بچه ای ۱۰-۱۲ ساله بعد از نگاه ملتمسانه ای که به دستانش کردم با کله دو دستی آورد تقدیمم کرد!!!...که احتمالن به مناسبت عید نوروز جایش را به عکس خودم روی در کمد خواهد داد برای ایجاد تنوع!!! :دی
---------
برای تعویض روحیه هم خوب بود...هر چند مدت زیادی گذشت از به روز کردنمان...اما خواستیم وقتی برگشتیم دیگر مثل قدیم ها برای شما دوستان خسته کننده نباشیم...
پ ن ۱:این پست و ۴ روز پیش نوشتم...بعد عمری نوشتن اومدیم ثبت مطلب و زدیم بدون کپی کردن نوشته ها که همش پرید...آخرم نفهمیدم چی شد...رو اعصابم راه رفت منم دیگه گفتم بی خیال...
پ ن ۲:مثه این که خدا هم نمی خواست ما یه تغییر اساسی تو روحیمون داشته باشیم...
تا وقتی دوباره برگردم ملالی نیست جز دوری شما...
...یا علی...